تبلیغات
دیدگاه شیعیان در مورد امامت - عصمت ائمة اطهار (ع) ازدیدگاه شیعیان
 
دیدگاه شیعیان در مورد امامت
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : پویا حیدری


مقدمه

بحث دربارة عصمت یكی از مهمترین مباحثی است كه میان تشیع و اهل تسنن مورد نزاع واقع شده است. اهل سنت معتقد‌اند كه معصوم فقط پیامبر صلی‌الله علیه و آله بود اما بعد از آنحضرت صلی‌الله علیه و آله معصومی وجود ندارد، اگرچه همة مسلمین این را قبول دارند كه بعد از پیامبر صلی‌الله علیه و آله امام باید باشد تا شریعت محمد صلی‌الله علیه و آله را ادامه بدهد اما آن معصوم هم باشد یا نه، مورد اختلاف واقع شده و انظار و مذاهب متفاوتی به وجود آمدند كه اهل سنت به ضرورت عصمت امام بعد از پیامبر معتقد نیستند.



http://falshbaner.persiangig.com/image/nazar/28.gif

درمقابل تشیع اعتقاد دارند كه بعد از پیامبر سیزده نفر معصوم‌اند، دوازده تن از آنان امامان برحقی هستند كه حضرت پیامبر آنان را در احادیث مختلف تعیین فرمودند و یكی هم بانوی بزرگوار سیدة‌النساء‌العالمین حضرت زهراء سلام‌الله علیها است.

درحقیقت اصیلترین محور اختلاف میان شیعه و سنی، مسأله عصمت است و در طول تاریخ بر این مسأله میان دو گروه جر و بحث‌هایی شدند كه هنوز هم از مسایل روز به شمار می‌رود.

اما منشاء انكار اهلسنت هم واضح است چون اگر عصمت را قبول كنند دچار مشكل جدی می‌شوند چون اهلسنت به خلفایی كه قایل شده‌اند (جز علی علیه‌السلام كه طبق نظر شیعه آنحضرت علیه‌السلام معصوم است ورنه اهلسنت آنحضرت را نیز معصوم نمی‌داند) همه غیر معصوم‌ بودند چون یكی از خلفای اهلسنت یزید نیز هست كه لغزشهای او میان شیعه و سنی پر واضح‌اند. لذا چاره‌ای نیست جز اینكه عصمت را انكار كنند.

اما در مقابل اهلسنت، تشیع با دلایل عقلی و نقلی عصمت ائمه علیهم‌السلام را اثبات كرده‌اند. در این پژوهش كوتاه بصورت اختصار، این موضوع مورد بحث قرار گرفته است. ابتداء مروری كوتاه بر معنای عصمت خواهیم داشت و سپس اشاءالله ادلة عقلیه و نقلیه را ذكرخواهیم كرد.

عصمت در لغت

عصمت در لغت به معنای منع کردن و باز داشتن است وضع هم می‌توان به دو صورت انجام گیرد:

1- كسی كه دیگر او را به ترك كاری مجبور كند به صورتی كه از او سلب اختیار شود.

2- شخص برای او مقدماتی فراهم کند كه با اختیار خویش از انجام كار امتناع ورزد. در بعضی از لغات به معنای طناب و ریسمان است.

عصمت در اصطلاح

متكلمین در تعریف عصمت می‌گویند: أنّ‌العصمة ملكة تقتضی عدم‌المخالفة‌التكالیف‌اللزومیة عمداً و خطاءً مع‌القدرة علی‌القدرة؛ عصمت ملكة نفسانی است كه مقتضی عدم مخالفت از تكالیف الهی است لزوما، چه عمدی باشد چه غیر عمدی، و او را از گناه باز دارد باوجود اینكه قدرت بر مخالفت و انجام كار دارد. این عصمت، قدرت او را بر انجام كار و گناه سلب نمی‌كند.

بنابراین اطلاق عصمت بر ائمه علیهم‌السلام بر سه معنا قابل تصور است:

1- عصمت در مقام عمل

2- عصمت در مرحلة اعتقاد

3- عصمت در مقام تبیین و یا اجرای احكام الهی.

نشانه‌های عصمت     

حضرت علی علیه‌السلام نشانه‌های عصمت را اینجوری بیان می‌فرماید «الإمام‌المستحق للإمامة له علامات فمنها أن یعلم أنّه معصوم من‌الذّنوب كلّها صغیرها و كبیرها لایزال فی‌الفتیا و لایخطی فی‌الجواب و لا یسهوا و لاینسی» امام كسی باشد كه معصوم از تمام گناهان باشد، چه گناهان صغیره و چه گناهان كبیره، در صدور حكم لغزش نمی‌كند و در پاسخها خطاء نمی‌كند، نه سهو در او راه دارد و نه نسیان.

پیشینة بحث عصمت

پیشینه و تاریخچة عصمت به خود قرآن برمی‌گردد و از زمان نزول آیات قرآن مورد توجه دانشمندان اسلامی بوده است.

از لحاظ اعتقادی، پیشینة بحث عصمت را حضرت آیت‌الله جعفر سبحانی مد ظله بین ادیان توحیدی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و چنین می‌فرماید:

یهود به پیامبران خود نسبتهایی ناروا می‌دهند و عهد قدیم كنونی مملو از این نسبتها است لذا آنها نمی‌توانند عصمت پیامبران را مطرح كنند و همین طور دانشمندان مسیحی هرچند مسیح را از گناه و خطاء پاك می‌دانند ولی این به خاطر این است كه آنان او را خود خدا یا جزئی از خدای سه‌گانه می‌دانند. بنااین چنین اعتقاد هم دربارة مسیح نمی‌تواند مبدأ بحث عصمت دربارة پیامبران و اولیاء باشد.

درمیان تحلیل‌گران شرق‌شناس مانند گلدزهیر یهودی نویسندة كتاب (العقیدة والشریعة) معتقدند كه مسألة عصمت اولین بار به وسیلة متكلمان شیعه مطرح شده است زیرا آنان مسألة عصمت پیامبران را به خاطر عصمت امامان خود مطرح كرده‌اند تا از این طریق بتوانند پیشوایان خود را به عنوان افراد معصوم توصیف كنند.

حقیقت عصمت قطع نظر از عصمت خود پیامبران بطور روشن در قرآن مطرح گردیده است و قرآن گروهی از فرشتگان را چنین توصیف می‌كند «علیها ملائكة غلاظ شداد و لایعصون‌الله ما أمرهم و یفعلون ما یؤمرون». خداوند قرآن را هم پیوسته و پیراسته از هر نوع خطاء و اشتباه توصیف كرده و می‌فرماید «إنّ هذاالقرآن یهدی للّتی هی أقوم و لایأتیه‌الباطل من بین یدیه و لا من خلفه» با توجه به این نوع آیات دربارة عصمت فرشتگان و قرآن، باید ریشة پیدایش چنین مفهوم را درمیان مسلمانان، مربوط به خود كتاب آسمانی آنها داشت. پس مفهوم عصمت را اولا قرآن معرفی كرده بعد متكلمان.

پس از لحاظ تاریخی، از این اصطلاح زمان پیامبر صلی‌الله علیه و آله رواج یافته و از زمان امام صادق علیه‌السلام گسترش پیدا كرد

از لحاظ علمی اولین كسی كه دربارة این موضوع قلم برداشته و تالیف مستقل نوشته است محمد بن علی الشلمغانی ابوجعفر المعروف به ابن ابی عساقر بود و این موضوع را در كتابی بنام «العصمة» از خود به جایی گذاشته است. اما از اهل تسنن اولین كسی كه در این موضوم كار كرده ابن حداد بوده است.

اهمیت و ضرورت بحث عصمت

بحث از عصمت امامان نزد شیعیان از اهمیت خاصی برخوردار است. از طرف دیگر شاهد این هستیم كه عده‌ای بلكه اكثر اهلسنت ضرورت آنرا انكار می‌كنند و برای نفی عصمت با آیات و روایات معتبر تمسك می‌كنند. بنابراین ضروری است كه در مورد عصمت بحث شود تا واضح گردد و این بحث از دیر باز دارای اهمیت بوده است. بحث ولایت نیز از اینجا مطرح می‌شود و یك بحث جنجال آفرین و مشكل و اختلاف اساسی میان شیعه و سنی به حساب می‌آید. لذا هر چه در این مورد انگاشته شود باز هم قطره‌ای از دریا است.

ادلة موافقین عصمت

الف) ادلة عقلی

1- عدم عصمت امام، مقتضی لزوم تسلسل است

اگر امام معصوم نباشد، تسلسل لازم می‌آید با این بیان كه اگر امام، مصون از خطا و نسیان نباشد در این صورت ممكن است از او خطایی سر بزند، و اگر خطایی از او سر زد باید به او تذكر داد، آن تذكر دهنده امام او و معصوم باشد، اگر تذكر دهنده نیز معصوم نباشد برای او نیز یك متذكر و نگهبان ضروری است كه خودش معصوم از خطا باشد. بالآخره باید این سلسله به شخصی منتهی بشود كه به دلیل دارا بودن عصمت، واقعا حافظ شرع باشد، ورنه سوال متذكر و معصوم بی‌نهایت تكرار خواهد شد و این تسلسل است و محال. پس نتیجه می‌گیریم كه امام باید معصوم باشد.

2- عدم عصمت امام، مقتضی دور است.

اگر امام جامعه خطاكار و گناهكار باشد در این صورت دیگران وظیفه داردند كه او را به راه راست و صراط مستقیم هدایت كند و او را تذكر بدهد درحالیكه وظیفة همة مردم این است كه مطیع امر امام باشند نه كه هادی و متذكر برای امام. اگر اینطوری باشد لازمه‌اش این است كه شخص در آن واحد هم مطیع و هم مطاع باشد و این عین تناقض است و دور لذا این دو در یك وقت با هم نمی‌سازند. پس امام باید از تمام جوانب معصوم باشد.3- اثبات عصمت از طریق قاعدة لطف.

امامت لطفی است از جانب خداوند منان، وقتی لطف شد پس وجود هم دارد، و لطف بدون عصمت ممكن نیست از این جهت تنصیص و تشخیص امام مثل پیامبر صلی‌الله علیه و آله به خدا است و از طریق پیامبر پیامبر صلی‌الله علیه و آله شناخته می‌شود. عصمتی كه برای ائمه علیهم‌السلام اثبات می‌شود عصمت خاصی است كه با دلیل اثبات شده است.

پس عصمت آن حضرات علیهم‌السلام  مثل عصمت حضرت پیامبر گرامی پیامبر صلی‌الله علیه و آله است، و ممكن است غیر از ائمه علیهم‌السلام شخصی معصوم باشد ولی ما دلیلی بر عصمت آن نداریم و ثانیا عصمت ائمه علیهم‌السلام مثل عصمت پیامبر صلی‌الله علیه و آله است كه اصلا خطاء و نسیان در آن راه ندارد، ائمه علیهم‌السلام از تولد تا پایان عمرشان هیچ خطایی نمی‌كنند نه در مقام عقیده و نه در مقام عمل و نه در مقام قضاوت و ....

4- عدم عصمت، ملازم با نقض غرض است.

امامت یعنی استمرار وظائف نبوت، امام یعنی جانشین و خلیفة پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله در همة شئون نبوت جز مسألة وحی، و این چنین شخصیت باید در مقام بیان احكام الهی و سنت پیامبر صلی‌الله علیه و آله طوری باشد كه از هر گونه انحراف عمدی و سهوی معصوم و مصون باشد ورنه نقض غرض لازم می‌آید و آن هدفی كه پیامبر اكرم صلی‌الله علیه و آله برای او آن قدر زحمت كشید، تحقق نخواهد یافت.

بنابراین برای رسیدن به هدف انبیاء، باید امام و جانشین شان معصوم باشد. همان طور كه پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله معصوم است جانشین آنحضرت نیز معصوم می‌باشد.

دلالت این دلیل بر عصمت ائمه علیهم‌السلام متوقف بر چند نكته است:

1- امور وظائف پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله:

1لف) ابلاغ وحی و پیام الهی.

ب) تفسیر وحی و تشریح مقاصد وحی الهی.

ج) بیان احكام و موضوعات جدید و مستحدثه.

د) رد شبهات و تشكیكات اعتقادی.

ه) محافظت از دین و جلوگیری از وقوع تحریف در آن.

و) قضاوت تطبیق و اجرای قوانین كلی الهی.

ز) جكومت و سیاست عامة مردم در مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی، امنیتی و....

2- سرنوشت این وظایف بعد از رحلت پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله:

بعد از رحلت پیامبر اكرم صلی‌الله علیه و آله، وحی از عصمت و طهارت منقطع شد ولی پیامبر صلی‌الله علیه و آله وظائف خود را بعد از خود به جایی گذاشت، الان باید از این وظائف محافظت شود و در عمل به اجرا در آیند تا هدف ناتمام نماند. حال آیا شارع مقدس برای محافظت از این امور و وظائف عالی تدبیر اندیشیده است یا نه؟ آیا پر كردن خلاءها و فضاها، كاستیهای اعتقادی، سیاسی، امنیتی، حكومتی، ادارة جامعه و امت، به خود امت واگذاشته است، یا افرادی را تعیین كرده است كه متمایز و متشخص‌اند و خلفا و جانشینان پیامبر صلی‌الله علیه و آله بعد از آنحضرت در این امور و وظائف مهم باشند تا اینها را محافظت و اجرا كنند؟ و آیا این جانشینان را به مردم معرفی كرده است؟

در این سه احتمال وجود دارد:

الف) شارع تدبیری برای جبران وظائف و پر كردن خلاءها نه اندیشیده است.

ب) پر كردن خلاءها و جبران وظائف را به امت پیامبر صلی‌الله علیه و آله واگذاشته است و تعلیم وتربیت به حدی رسیده است كه امت خودشان این امور را جبران كند.

ج) اینكه پیامبر صلی‌الله علیه و آله، شخصی را برای ادارة این امور معین كرده است كه او هم از طرف خدا منصوب شده است و این وظائف را به او منتقل نموده بعد از خودشان و او هم موظف به استمرار این وظائف است.

احتمال اول باطل است چون عدم اندیشیدن و تفكر شارع دربارة وظائف تا جبران شود، منافات به هدف بعثت انبیاء دارد و نقض غرض محسوب می‌شود.

احتمال دوم نیز باطل است. اهلسنت اعتقاد دارند كه ما نیازی به راهنما و رهبر الهی نداریم و خود امت اسلامی می‌تواند كمبودهای وظائف پیامبر اكرم صلی‌الله علیه و آله را جبران كند. ولی این نظر باطل است چون امت اسلامی چنین صلاحیتی را ندارد. تاریخ بر این گواه است كه همین امت بود امنیت را از جامعه برد و قران چند جور تفسیر و آنرا تحریف كرد، تفسیر قرآن غیر از تفسیر پیامبر صلی‌الله علیه و آله،  تفسیر به رأی و تدوین كتب رویات جعلی كردند به گونه‌ای كه اصلا آن روایات نام و نشان در اسلام ندارند، رائج دادن بدعتها و تشریعات در اسلام سبب اخذ اعتقادات غیر اسلامی شدند. بنابراین همة این امور دال بر عدم صلاحیت امت برای جبران وظائف مهم است.

بنابراین ضروری كه شارع مقدس بعد پیامبر صلی‌الله علیه و آله شخص را معین كند كه نسبت به مردم از همة امور جامعه خبر باشد، وظائف پیامبر را بطور احسن انجام دهد، ادمه دهندة وظائف انحضرت معرفی و منصوب گردد و مردم را وادار به تبعیت آن بنماید. الان چه كسی است كه این وظیفة مهم را بر دوش بگیرد؟ بله این كار جز معصوم ممكن نیست فقط امام معصوم می‌تواند این كار را انجام دهد.

خلاصه اینكه از این بحث ثابت می‌شود كه امام باید معصوم باشد ورنه نقض غرض لازم می‌آید كه این به بعثت انبیاء و پیامبر گرامی صلی‌الله علیه و آله منافات دارد.

5- عصمت ملازم با اطاعت است.

اگر امام فاقد عصمت است و بی‌پروا بر معصیت و ارتكاب گناه اقدام نماید، تبری جستن از او واجب است و اطاعت از او حرام است، درحالیكه با دستور صریح خداوند منافات دارد كه می‌فرماید «اطیعوا‌الله و اطیعواالّرسول و أولی‌ا‌لأمر منكم» پس باید امام، معصوم باشد ورنه اطاعت از او معنا ندارد.

6- امام پاسدار و محافظ شرع است.

امام و پیشوای جامعه باید معصوم باشد. اگر معصوم نباشد امكان دارد كه در یاد گرفتن احكام و یا در حفظ و نگهداری از آنها و در راه رساندن به مردم و در فهم كتاب و سنت دچار خطاء و نسیان و اشتباه شود در نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد و احكام الهی باقی نخواهند ماند، و قرآن هم به تنهایی برای هدایت و ارشاد جامعه كافی نیست تا مفسر نداشته باشد كه احكام دین را توضیح بدهد به طوریكه برای همة افراد قابل فهم باشد، چون بسیاری از آیات نیاز به تفسیر دارند آن هم تفسیر امام معصوم و این جز امام معصوم ممكن نیست و اگر امام، معصوم نباشد احكام شرع از بین خواهند رفت و جامعه راه گمراهی را اتنخاب خواهند كرد.

ب) ادلة نقلی بر عصمت ائمه اطهار علیهم‌السلام

ادلة نقلی از قرآن و سنت فراوان است كه ما اینجا چند تا را یادآور می‌شویم.

1- آیة امامت.

و اذابتلی ابراهیم ربّه بكلمات فأتمّهنّ قال إنّی جاعلك للنّاس إماما قال و من ذریّتی قال لاینال عهدی‌الظّالمین؛

بیاد آر هنگامی كه خداوند ابراهیم را به اموری چند امتحان فرمود و او همه را بجای آورد خداوند گفت من تو را به پیشوائی خلق برمی‌گزینم عرض كرد پیشوائی را به فرزندان من نیز عطا فرمائی فرمود كه عهد من هرگز به مردم ستمكار نخواهد رسید.

آیه بحث مفصل دارد ولی ما اینجا به توضیح مختصر كلمة امام و ظالمین بسنده می‌كنیم و به همین دو كلمه بر مورد بحث استدلال می‌كنیم:

1لف) ظلم: ظلم در لغت به معنای قرار دادن چیزی در غیر جایگاه خویش «وضع شئ فی غیر موضعه» و رعایت نكردن محدودة آن است. می‌توان ْن را معادل با معصیت دانست و ظاهرا آیه می‌فهماند كه هر نوع ظلمی مانع بهره‌مندی از عهد الهی می‌شود.

دو مطلب مورد قبول همة مسلمانان و كسی در آن اختلاف ندارد:

1- هر گناه و معصیتی در برابر احكام خداوند ظلم محسوب می‌شود؛

2- عهد الهی به ظالمان نمی‌رسد.

ب) امامت: این آیه ثابت می‌كند كه امامت منصب الهی است، از طف خداوند اعطاء می‌گردد و ربطی به انتخاب و گزینش مردم ندارد بلكه یك نعمت و عهدة الهی است كه فقط به افراد شائسته و متمایز عطاء می‌شود. اگر چنین است پس این منصب الهی به ظالمان نمی‌رسد بنابراین باید امام معصوم باشد ورنه منصب الهی به او نمی‌رسد.

حالا مقصود از ظلم در آیه چیست؟ مردم را به حكم عقل می‌توان به چهار دسته تقسیم كرد:

1- اشخاصی كه تمامی عمر خود شان در ظلم به سر می‌برند.

2- اشخاصی كه هیچ وقت از آغاز تولد تا پایان عمر، ظلم از آنها صادر نشده است.

3- افرادی كه در ابتدای عمر، ظالم بودند ولی در آخر عمر توبه كردند.

4- افرادی كه در ابتدای عمر، صالح بودند ولی در آخر عمر ظالم گردیدند.

در بررسی این چهار گروه می‌توان گفت كه شأن ابراهیم بالاتر از این است كه از خداوند دستة اول و چهارم را مطالبه كند و بگوید كه اینها را از ذریة من قرار بدهی. لذا بطور قطع دعای حضرت ابراهیم برای امامت در فرزندان خود، شامل این دو دسته نخواهد بود.

اما دو گروه دیگر، گروهی از آن دو كه اول ظالم و بعد توبه كردند را خداوند نفی كرد (لاینال عهدی‌الظالمین) ظالمین در این آیه مطلق است یعنی امامت به ظالم نمی‌رسد جه در اول عمر، چه در آخر عمر و چه تمام عمر ظالم باشد.

پس یك دسته می‌ماند و آن كسی كه در تمام عمر ظلم نكرده باشد و همواره معصوم بوده، عهد امامت به این دسته می‌رسد. بنابراین امامت از آن كسی است كه معصوم باشد.

2- آیة اطاعت

یا أیّها‌الّذین آمنوا أطیعواالله و اطیعواالّرسول و أولی‌الأمر منكم.

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید اطاعت كنید خدا را و اطاعت كنید پیامبر خدا و اولی‌الامر را.

مراد از از اطیعواالله، اطاعت از اجكام الهیه است. و هر جا از اطاعت خدا صحبت می‌شود مقصود آیاتی است كه بر حضرت صلی‌الله علیه و آله در قرآن مجید نازل شده است.

در آیه اطاعت رسول نیز آمده است. اطاعت از رسول به دو قسم تقسیم می‌شود:

1- اطاعت در احكام جزئیه

2- اطاعت در احكام ولائیه از رسول خدا  صلی‌الله علیه و آله.. البته این دو قسم غیر از اطاعت خدا در احكام الهیة كلیة خداوند است كه در قرآن مجید آمده است لذا از این جهت  "اطیعوا" تكرار شده است. و اطاعت از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله در احكام چزئیه ولائیه است.

بعد خداوند می‌فرماید «و أولی‌الأمر منكم» یعنی باید شما از رسول و اولی‌الامر اطاعت كنید.  اطاعت رسول و اولی‌الامر را با یك صیغه «أطیعواالرّسول و أولی‌الامر منكم» آورده است و تكرار نشده است، مراد این است كع اطاعت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و اولی‌الامر یكی است جز اینكه اولی‌الامر حق مطلق تشریع و جعل احكام جزئیه را ندارند و این فقط راجع به شخص رسول خدا صلی‌الله علیه و آله بوده است و اولی‌الامر مبیّن آن تشریع هستند و خودشان تشریع نمی‌كنند.

پس اولی‌الامر فقط در یك صورت تحقق پیدا می‌كند و آن عیارت است از اطاعت در امور ولائیه. بنابراین اطاعت از اولی‌الامر منحصر در احكام ولائیه می‌باشد. و چون در احكام ولائیه با رسول خدا صلی‌الله علیه و آله یكی‌اند "اطیعوا" تكرار نشده است.

بنابراین آیه با سییاق و سباق واحد، اطاعت خدا و رسول و اولی‌الامر را واجب می‌كند لذا تحقق عصمت در اولی‌الامر ضروری است ورنه اطاعت از آنها بصورت اطلاق نمی‌باشد. پس مراد از اولی‌الامر كسانی هستند كه معصوم‌اند و به شواهد تاریخی و روائی، معصومان پس از پیامبر صلی‌الله علیه و آله ائمه علیهم‌السلام هستند. پس اثبات شد كه امام هم باید مثل پیامبر صلی‌الله علیه و آله معصوم باشد.

3- آیة تطهیر

إنّما یریدالله لیذهب عنكم‌الرّجس أهل‌البیت و یطهركم تطهیرا.

خدا چنین می‌خواهد كه رجس هر الایش را از شما خانوادة نبوت ببرد و شما را از هر عیب پاك و منزه گرداند.

كلمة "إنّما" در آیه برای حصر است. آیه انحصار خواست خداوند را می‌رساند كه خداوند فقط همین می‌خواهد و بس، و خواسته است كه رجس و پلیدی را تنها از شما اهلبیت دور كند و به شما عصمت عطاء فرماید.

در آیه دو حصر بیان شده است، یك انحصار اراده و خواست خداوند در دوری پلیدی و تطهیر اهلبیت علیهم‌السلام. انحصار دوم، در عصمت و دوری پلیدی از اهلبیت علیهم‌السلام است.

در این آیه بطور مختصر در مورد سه چیز بحث ضروری است و آن اینكه مراد از اردة خداوند چیست؟ رجس یعنی چه؟ منظور از تطهیر چیست؟

الف) رجس

مراد از رجس در لغت به معنای قذر و پلیدی است، از مادة رِجاست است. قذر و پلیدی در انسان دو هیأتی است که انسان را وادار به نفرت و اجتناب می‌کند، یعنی مراد از رجس هم پلیدی ظاهری است و هم پلیدی باطنی و معنوی، و از هر دو نوع پلیدی در قرآن ذکر آمده است. دربارة پلیدی ظاهری، خداوند می‌فرماید «أو دماً مسفوحاً أو لحم خنزیرٍ فإنّه رجس» دربارة پلیدی معنوی هم می‌فرماید «و أماالّذین فی قلوبهم مرضٌ فزادتهم رجساً إلی رجسهم و ماتوا و هم کافرون» و در آیة دیگری می‌فرماید «کذالک یجعل الله الّرِجسَ علی الّذین لایؤمنون»، در این دو آیه دربارة شرک و کفر، لفظ رجس آمده است، شرک و کفر پلیدی معنوی است. اما حرمت گوشت خوک و خون و... از جهت پلیدی ظاهری است.

رجس به هر معنا که باشد نسبت به انسان عبارت است از: ادراک نفسانی و اثر شعوری که از علاقة وابستگی قلب به اعتقاد باطل یا عمل زشت حاصل می‌شود.

نکتة دیگر اینكه ابتدای رجس با الف و لام آمده كه دلالت بر جنس می‌كند و معنایش این می‌شود كه خدا می‌خواهد تمام انواع پلیدیها و هیأتهای خبیثه و رذیله را از شما دور سازد و از بین ببرد هیأتهایی كه اعتقاد و عمل حق را انسان می‌گیرد و چنین ازاله با عصمت سازگاری دارد.

پس آیه دال بر عصمت اهلبیت علیهم‌السلام است و راهی نمی‌ماند جز اینكه حمل بر عصمت اهلبیت علیهم‌السلام كنیم و اهلبیت علیهم‌السلام هم از روایات متواترة شیعه و سنی ثابت شده است كه مراد از اهلبیت، پیامبر صلی‌الله علیه و آله، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم‌السلام و اولاد از ذریة امام حسین علیه‌السلام‌اند كه اهلسنت هم در كتب خود بر این امر اعتراف كرده است.

ب) كلمة تطهیر

مراد از تطهیر، تقوا نیست همان طور كه برخی افراد می‌گویند، چون درمیان اهلبیت علیهم‌السلام پیامبر گرامی صلی‌الله علیه و آله  نیز هست و معنا ندارد كه خداوند از پیامبر تطهیر بخواهد، بلكه مراد از تطهیر اهلبیت علیهم‌السلام این است كه ایشان را مجهز به ادراك حق كند، حق در اعتقاد و حق در عمل، در آن صورت ارادة خداوند، ارادة تكوینی خواهد بود نه تشریعی چون خداوند ارادة تشریعی به همة مردم دارد نه فقط به اهلبیت علیهم‌السلام. ارادة تشریعی منشأ تكالیف دینی است و منشأ توجه ساختن آن تكالیف به همة مكلفین است. و اینكه مراد از تطهیر تقوا باشد اصلا با مقام آیه سازگار نیست.

ج) در آیه، ارادة تكوینی خداوند مراد است.

اولا: كلمة "إنّما" برای حصر آمده است و منظور این است كه فقط نسبت به اهلبیت علیهم‌السلام، خداوند اراده كرده و حصر در صورت ارادة تشریعی معنا ندارد.

ثانیا: خداوند فرمود كه شما اهلبیت چنین خصوصیت را دارید (اهل‌البیت)

ثالثا: متعلق اراده را به صورت تاكید ذكر فرمود (لیذهب عنكم‌الّرجس...و یطهركم)

رابعا: بعد از فعل نیز تاكید ذكر فرمود (و یطهركم تطهیرا). پس مراد ارادة تكوینی است.

پس از ذكر دلایل عقلی و نقلی روشن شد كه امام جامعه بعد از پیامبر اسلام باید معصوم باشد چون امامت منصب الهی است بنابراین امام الهی باید معصوم باشد ورنه نقض غرض لازم می‌آید و شخص غیر معصوم نمی‌تواند امام باشد چون با اهداف انبیاء سازگاری ندارد.

فهرست منابع

قرآن مجید، ترجمة آیت‌الله مشكینی

1.       ابو منصور، الحسن‌بن‌یوسف بن‌المطهر معروف به علامة حلی، مناهج‌الیقین فی اصول‌الّدین، تحقیق: یعقوب الجعفری المراغی، دارالاسوة للطباعة والّنشر، چاپ اول، 1415هـ ق.

2.       افتخار حسین، جعفری، عصمت از دیدگاه قرآن، پایان نامه، ص23، 1384

3.       امینی، ابراهیم، بررسی مسایل كلی امامت، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.

4.       جعفر، سبحانی، الالهیات، قم، مؤسسة امام صادق علیه‌السلام، 1417هـ ق.

5.       طباطبایی، محمد حسین، تفسیرالمیزان، قم، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین.

6.       قدردان قراملكی، محمد حسن، كلام فلسفی، قم، انتشارات وثوق، چاپ اول، 1383هـ ش.

7.       مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج25

8.       مختاری مازندارانی، محمد حسین، امامت و رهبری، تهران، انجمن قلم ایران، چاپ اول، 1377هـ ش.

9.       مطهری، مرتضی، مجموعة آثار، انتشارات صدرا، چاپ اول، 1374هـ ش.

10.   یوسفیان، حسین. شریفی، احمد حسین، پژوهشی در عصمت معصومان، فرهنگ و اندیشة اسلامی، چاپ اول، 1377هـ ش.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:06 ق.ظ
Hi there, just became alert to your blog through Google, and found that it's truly informative.
I'm going to watch out for brussels. I will be grateful if you continue this in future.

A lot of people will be benefited from your writing.
Cheers!
سه شنبه 17 مرداد 1396 09:03 ق.ظ
Everyone loves what you guys are usually up too.
Such clever work and exposure! Keep up the great works guys I've incorporated you guys to my own blogroll.
جمعه 13 مرداد 1396 10:17 ب.ظ
Hi, just wanted to say, I liked this blog post.
It was inspiring. Keep on posting!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پویا حیدری
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :